خط داستانی
مایخالیش بازیکن سابق تیم مشهور است که در دوران خوبی به سر نمیبرد و در تلاش است تا تیمی را برای جام جهانی فوتبال برای بیخانمانها جمع کند. او تنها به خاطر عشق به ورزش انگیزه ندارد، بلکه به خاطر فرار از بنبست زندگی است و همچنین تلاشی برای کمک به پسرانی که حالا روی خیابان هستند. وقتی پرچم اوکراین در فینال قهرمانی به اهتزاز در میآید، این پسران قادر به نگه داشتن اشکهای شادی برای خودشان و نیز کشورشان نیستند. مهم نیست که آیا کشور «قهرمانانش» را به رسمیت میشناسد یا چه اتفاقی برای آنها میافتد؛ مهمترین پیروزی که زندگیشان را تغییر داد، همان پیروزی است.