خط داستانی
گروهی از بی정부اعاند اما هر کدام در حوزهٔ تخصصی خود استثناییاند. بهعلاوهٔ آکاغی، تیم شامل یک پروفسور زن با ظاهری پسرانه و ترس از «ترتیب» که هرگز در بیان حقیقت تردید ندارد، یک فیزیکدان زن با توان شنیداری فوقانسانی و ترس همیشگی از محدود شدن، یک شیمیدان جنگجوی با بویایی تیز و بیحوصلگی نسبت به اشیای نوکتیز، و یک راهب که اگر مسیر شیمی را در پیش میگرفت، احتمالاً جایزهٔ نوبل را میبرد. بهخلاصه، «سِت» گوسفندهای عجیبی است که یوپین را وادار میکند تا ببیند آیا ارتقاء او فقط یک سفر یکسویه به مسیر شغلی است یا نه... اما بهتدریج تیمِ «سِت» بر یوئین اثر میگذارد و او هر چه در توان دارد برای پایداری تیم انجام میدهد. آیا «سِت» میتواند خود را به نشانِ خود برساند و فروپاشی آن را جلوگیری کند؟ و آیا همکاری آکاغی و یوئین پایهٔ مشترکی برای غلبه بر تفاوتهایشان پیدا میکند؟