خط داستانی
برای آکیترُ اوبوشیِ دبیرستانی، تجربهٔ جوانی—مثل سرگرمی، دوستیها و حتی داشتن دوست دختر—کاملاً بیهوده است. بنابراین وقتی خواهر بهترین دوستش، ایروها کوهیناتا، مدام به او طعنه میزند، آکیترُ طبیعی است از آن ناراحت شود. او در اتاقش practically زندگی میکند، همیشه روی تختش است، او فقط طوفانی از چسبندگی است! چرا تنها در حضور او آزاردهنده است؟