خط داستانی
اِلسیا تا سیسالگی دو پرسش کهن را پاسخ داده بود: «چه کسی مقصر است؟ — همینه!» و «باید چه کاری کنم؟ — انتقام بگیرم.» برای انتقام از نامادریِ گرفته و بیحالِ همکاران، مادری که همیشه از او نوه میخواهد و در کل از همه کسِ که او را عصبانی میکند. اما این افراد همه را عصبانی میکنند. به توصیه بهترین دوست فای، اِلِسیا به ماراتن روانشناختی «کارت آرزو» ملحق شد و روحش را گرفت و برای همه نقشهای ترسناک از انتقام کشید. و به نظر میرسد که آرامش پیدا میکند… اما ناگهان خواستهها شروع به برآورده شدن میکنند. و اکنون بهترین دوست با اندامِ بینقصش به اضافه وزن دچار میشود، همکار بییاوردی در اداره با یک کلیپ پِی سِست در جای نرمش همراه میدود، و مادر عزیز در هفتاد سالگی منتظر فرزندی است. و این تنها آغاز است! پیشِ رو، بَدترین تنبیهِ که برای نامزَدش آماده کرده را میبیند. اِلِسیا شوکه میشود و در مییابد که باید کارتِ نفرینشدهٔ آرزو را متوقف کند. اما چگونه؟