خط داستانی
ویولتای جوان در آستانه ورود از نوجوانی به بزرگسالی است. او سالهاست از افسردگی عمیقی رنج میبرد و با پدرش در روستایی کوچک زندگی میکند که اکثر اوقات در اتاق attic خانهاش قفل است. یک شب، ویولتای با رویایی بسیار واضح از پدرش روبهرو میشود که از او خداحافظی میکند و واژهٔ رمزی «لِیرا» را مینامد.