خط داستانی
سان ونکونگ، فرِدان بزرگ آسمان، ژو باجیِه، فرمانده پشتبام، و راهب شا، ژنرال بزرگ پردهها، تنها برای محافظت از تانگ سانزنگ غرب به سمت کتاب مقدس بودایی راهی شدند. در طول مسیر با مشکلات بیشمار روبهرو شدند و demons و ارواح زیادی را رام کردند. روزی چهار شاگرد به کوهی وحشی رسیدند. در این زمان دختر روستایی جوانی برای کمک رفت. ونکونگ با چشمهای طلاییاش فهمید که موجود Baigujing است و به جلو آمد تا آن را دور کند. با این حال تانگ سانزانگ با چشمهای عریانش ونکونگ را به خاطر آسیب رساندن به موجودات زنده سرزنش کرد. به علاوه ژو باجیِه با باد فین را روشن کرد و آتش افروخت. دعا موجب درد شد.