خط داستانی
شهرزاد در بیابان به جستوجوی مردی که دوستش دارد و گمان میکند برای همیشه از دست داده، به قلعهای میرسد که خانهٔ پسری است که هر کس را که جرات ورود میکند میگرداند میکُشد. او از شاهزاده میخواهد یک شب به او فرصت دهد تا داستانی از خود بگوید، داستانی که هزار و یک شب به طول میانجامد.