خط داستانی
زندگی آرام ایستگاه تاکسی با ناپدید شدن راننده - آلبرتو تغییر میکند. کلارا، همسرش، مسئول تاکسی میشود. تحقیقات یک بازرس همه را در وضعیتی آشفته فرو میبرد. اسرار، فریبها، دروغها، اشتیاقها و خطاها روزمرگی ایستگاه را فرا میگیرند. در طول طرح داستان، مائورو با وبلاگش موفقیت پیدا میکند و داستانهای خندهدار درباره رانندگان تاکسی مینویسد.