خط داستانی
در جوانی، کارآگاه امازورووا کپراتینا و کارگزاری سرگئی پولاکوف شاهد رویدادهای تراژیک بودند که در روستای زمایاتشنیِ خودشان، Zamayachny، اتفاق افتاد که آن زمان با لقب نامطلوب یوما مشهور شد. در سال 1990 دیوانهای آنجا پدیدار شد. قربانیان او چندین دختر بودند، از جمله والی و همسر سارا و نامزد سرگئی، کاتیا. سپس تیراندازیها به همان سرعتی که آغاز شده بود، متوقف شد. به مدت یازده سال طول کشید. و تمام این مدت سرگئی با عطش انتقام زندگی میکرد، و کاتیا برای جلوگیری از دیوانه شدن، آن تابستان ترسناک را بهطور کامل از حافظهاش پاک کرد. اما دیوانه دوباره بازگشته است. و اکنون کاتیا و سرگئی باید دوباره با هم روبهرو شوند تا این گذشته را برای همیشه از بین ببرند، چرا که، همانطور که آشکار شد، هرگز آنها را رها نکرده است.