خط داستانی
شیوا زنی مطلقه با یک دختر ۱۳ ساله به نام جهان است. یودی پدری است با سه فرزند، آریان، اوجاس و ویما، که پنج سال پیش همسرش را به خاطر سرطان از دست داده است. شیوا سعی دارد از زندگی جدیدش به عنوان یک زن مستقل و مجرد لذت ببرد، اما مشکلاتش زمانی آغاز میشود که دخترش او را به خاطر طلاق سرزنش میکند. یودی پنج سال از زندگی مجردی لذت برده است، اما حالا فرزندانش دوباره وارد زندگیاش شدهاند و او باید با مشکلات نوجوانی آنها کنار بیاید. در این میان، شیوا و یودی دوباره در یکدیگر عشق پیدا میکنند، اما موانع شخصی و نارضایتی فرزندانشان مانع از آن میشود که واقعاً با هم باشند.