خط داستانی
بعد از خوابی به طول دوازده هزار سال، امپراتوری دمون برای تصرف زمین بیدار میشود. راایدین، protector غولپیکر قارهی گمشده مو، حضور شر را حس میکند و از دیرک طلایی خود آغاز به حرکت میکند. پسری ژاپنی به نام آکیرا هیبیکي از طریق صدای مرموز مطلع میشود و به هرم میرود تا راایدین را از دست دشمن نجات دهد. آکیرا از طریق ورودی داخلی ربات را هدایت میکند و با کمک دوستش ماری ساکورانو و همباشگاه فوتبالی، به مبارزه با امپراتوری شیطان میپردازد. در میانه داستان ارباب امپراتوری شیطان، بارائو، از زندان تندیس خود آزاد میشود تا کارهای گذشته را به پایان برساند.