خط داستانی
داستان در سائو پائولو، اواخر دههٔ ۱۹۲۰ میگذرد و با یادگارهای ماریانو آغاز میشود. اویتیم شده، دختری را که او را بزرگ کرده بود از دست میدهد و به بَردِ احضار مادام یارا میافتد، جایی که با دو نفر برخورد میکند که زندگیاش را دگرگون میکنند: اَسمرالدو، یک جِیگولو که سبک زندگی خوب را دوست دارد و استاد/مالکِ او میشود؛ و پروستیتو ژاپسو از نظرը لُو که با نام «لو» شناخته میشود، زنی شیرین و بهنفسِ خیلی پرشور. اسمرالدو دوستپسر لو است که بدون قید شرط او را دوست دارد. ماریانو وارد زندگی این زوج میشود و در نهایت عاشق او میشود و بدینگونه مثلث عشقی شکل میگیرد که کل روایت را پیش میبرد.