خط داستانی
تلهنوولا داستان زندگی فرانیسكا مورا ایمپیریال را روایت میکند، زن بازرگان ثروتمند، و دو پسرش: جورداو و تیاگو، که تمایلی به کسبوکار خانوادگی نشان نمیدهند. جورداو حاصل عشق توفانی در جوانی فرانیسكا است، در حالی که تیاگو از ازدواج او با روبرتو، مردی فریبنده که در جامعهٔ بالا رفت و آمد میکند اما بیپول است، به دنیا آمده. فرانیسكا از فرزندانش ملتهب است اما نمیتواند به اندازهای که دوست دارد در زندگیشان دخالت کند. شخصیتگرم و پر از ایدههای عجیب و غریب، تصمیم میگیرد جراحی پلاستیک انجام دهد تا به نظر بیاید 20 سال جوانتر شود و باور دارد این کار او را به جورداو و تیاگو نزدیکتر میکند. بزرگترین نگرانی فرانیسكا این است که دستکم یکی از پسرانش ازدواج کند و نوهای برای او به ارمغان آورد تا به این ترتیب نام خانوادگیاش زنده بماند.