خط داستانی
ماری در یک منطقه مرتفع در بیابان، گیتار سفیدش را مینوازد. او برای دیدن قبر مادرش آمده است، اما قبر برداشته شده است. او توسط کورو از طریق دوربین تفنگ دیده میشود. کورو، عضو سابق باند کوواتا، پس از اینکه زبانش توسط مردان کوواتا در یک اعدام غیرقانونی بریده شده، لال شده است. او به بیابان آمده تا انتقام بگیرد. او ماری را به اسارت میگیرد و با رشتهای از گیتارش دستبند میزند...