یارای چشم انسان
Ayudar al ojo humano
در آغاز قرن بیستم، سلسله افسون های گنوسی که در هند به اجرا درآمد، کشیشی اسپانیایی را تحت تاثیر قرار می دهد، شرف و زندگی اش را به باد می دهد و نسل بعدی او را روایت می کند تا نفرین فرزندانش برای همیشه باقی ماند. با آزار از این افسون، نواده بزرگ تر از او که نیز کشیش است ناچار به فرار از شهر به پایتخت و از آنجا به کلیسای جامع غوطه ور در اعماق اقیانوس می شود. جادوگران سیاه، خلافکاران، حشرات، ارواح و حتی خود شیطان نیز از شخصیت های ترسناک خواهند بود که او باید با آن ها روبه رو شود تا در فعالیتَیِ تبلیغیِ خود موفق گردد.