زن یکنخسته
Zan-e yekshabe
هرهیار که از همسرش به وسیلهٔ سه طلاق طلاق گرفته، از نصرت، کفاشی که کارگاه کوچکی دارد، میخواهد بهعنوان محلل عمل کند تا دوباره با همسرش طلاقی را که گرفتهاند ازدواج کند. با مداخلهٔ راننده، هرهیار وسیلهای تنظیم میکند تا نصرت و همسرش سارا به شمال کشور سفر کنند. در طول راه، همسر سابق هرهیار و مادرش وارد اتومبیل میشوند و با این کار آشناییای بین آنها شکل میگیرد. نصرت با همسر سابق هره ازدواج میکند و طبق نقشه، به شمال میروند، اما سارا و یکی از دوستان نصرت، همواره آنها را زیر نظر میگیرند و هرگز اجازه نمیدهند که زوج تنها باشند و بارها مزاحمت ایجاد میکنند.