خط داستانی
پس از اینکه ساعتی از سوی مردی ناشناس سوار ماشین میشود، لیزا در لولهای بیدار میشود. روی بازویش دستبند با شمارش معکوس بسته است. او بهزودی دریافته است که هر هشت دقیقه یک بخش اشغالشده در آتش میسوزد. هیچ گزینهای جز تکاپو در بخشهای امن برای زنده ماندن ندارد. برای دانستن اینکه چرا اینجا است و چگونه میتواند فرار کند، باید با خاطرات دخترش که درگذشته است روبهرو شود.