خط داستانی
داستان واقعی جیمى آدامز معاون سَربان شرکت سرمایه گذاری میلیاردی که کارش را از دست می دهد و در نهایت به عنوان گارسون در یک کافه وافل مشغول به کار می شود و در میان آشفتگی سکّه وار شبانه با ادوارد، استاد گریل سابق بهاره می خورد و درس های سختی درباره زندگی و سرمایه درستی و ورطه ها از او می آموزد