قاضی مغرور منطقه، ونگیتش بالاجی و افسر امنیت شخصی naive او، جوثی کتان، توسط یک گروه مائوئیستی ربوده شده و به گروگان گرفته میشوند که خواستار آزادی رهبر خود از زندان هستند. در حالی که هر دو مرد با مرگ قریبالوقوع مواجه هستند، معادلات سلسلهمراتبی آنها تغییر میکند و این تبدیل به یک مبارزه برای بقا میشود.