پولی
Pulli
نینا وقتی خواهر کوچکترش نقل مکان میکند احساس میکند کاملاً تنها مانده است. از روی عصبانیت، حتی از خداحافظی کردن هم خودداری میکند. اما ناگهان خاطرات سرازیر میشوند - او سعی میکند یکی از پولیورهای قدیمی خواهرش را بپوشد و در میانهٔ کار ناامیدانه در آن گیر میکند. در کمال تعجب، در آنجا تنها نیست.