خط داستانی
کاجی پیشهور معمولی در شهر کوچکی زندگی میکند. او کفش میبافد و خاطرات کودکی خود را درباره فرزندش مینویسد تا برای پسرش به جا بگذارد. در شب سال نوی میلادی از دریای جادویی باخبر میشود. کفاش میخواهد این مکان شگفتانگیز را ببیند، اما هزینه زیادی دارد و کفشهای نیازمند تعمیر کافی نیستند تا سفر را بپردازد. او تصمیمی میگیرد که امیدوار است مسئله او را حل کند.