خط داستانی
داستان دختری ده ساله به نام تیا است که از زندگی خانوادگی تیرهاش فرار میکند تا پناهگاهی در چشمانداز صحرایی سوررئال دانگنِس بیابد در میان استخوانهای خالی قایق و کلبههای ماهیگیری متروکه تنها بودن و آسیبپذیری او آشکارتر میشود ناگهان مردی ظاهر میشود او با دیدن او تصمیم میگیرد به او کمک کند به او یاد میدهد زندگی با وجود از دست دادن امکانهای هیجان انگیز را دارد این داستان نجاتبخش نشان میدهد که نباید ترس به اندازه دادن افقهای ما را محدود کند