خط داستانی
در آهنگ کِریو رینور، مادالِنا، زنِ پرحرارتِ است که قصد دارد در روزهای آینده مراسم از سرگیری را آغاز کند، بسیار نگران است. از زمان مرگ اتفاقی دیِگو، هنرمندِ تْرَپسِ، او متقاعد شده که عملِ او هدفِ نفرین است. در آخرین تمرینها، مادالِنا به عقب رانده میشود. در فضای باز، نظرِ بالْثار، هنرمندِ جدیدِ تِرپِز، به چشمِ او میخورد. زمان متوقف میشود. عشقِ از همان نگاهِ نخست. داستانی عاشقانهٔ تسخیرکننده و نفرینشده.