خط داستانی
زی یی سالهاست که با همان رویاها تسخیر می شود در رویا روی یک بیابان ویران ایستاده و می داند چیزی زیر خاک دفن است تنها کسی که می تواند آرامشش دهد دوست طراح او استریک که رویاهای عجیبی را فاش می کند او با پلیس سرهنگ خانم وو برای کمک به تحقیقات در مورد ناپدید شدن شوهر سابقش روبه رو می شود همزمان پلیس در تعقیب برادرزاده ربوده شده اوست که هرچند مادرش بی سی پرداخت باج را انجام داده است یک روز زی یی با صبح از خواب برخاسته و نشانی گل و لای در کنار رختخوابش می بیند که نشان می دهد ممکن است در خواب شوهر سابقش را کشته باشد زی یی او را به صحنه ای در رویاهایش هدایت می کند جایی که حقیقت ترسناک انتظارشان را می کشد