April Apocalypse
فیلم آپریل آپوکالیپس
آرتی یک جوان بیهدف و از خانوادهای فقیر است. او هیچ آرزویی ندارد، در مدرسه مورد تمسخر قرار میگیرد و بار سنگین باکرگیاش را در سکوت تحمل میکند. سپس آپریل از ایالت خارج میشود. او بهترین دوست و حمایت او از دوران کودکی و عشق زندگیاش است. سه سال بعد، آرتی بالاخره شجاعت پیدا میکند تا به جاده برود و به آپریل بگوید که چه احساسی نسبت به او دارد. اما بعد از یک تصادف، آرتی در میانه یک آپوکالیپسی زامبی بیدار میشود. اما این بار او قصد ندارد پنهان شود. عشق آرتی به آپریل به او بال نمیدهد، اما شجاعت لازم برای مبارزه و پیشرفت به سمت دختری که دوستش دارد را به او میدهد. زمان حیاتی است، زیرا آن گاز بر روی دستش تفاوت بین یک بوسه فرانسوی و گاز زدن به مغز آپریل را مشخص میکند.