خط داستانی
آقای ماریو دیگر نمیتواند فرق میان گذشته و حال را تشخیص دهد دوباره در ذهن خودش دورهای از زندگی را زندگی میکند که دوران فروشنده بودن بوده است و درها به سوی جهان را میگشاید اما او هرگز سفر نکرده است اکنون فرصتی برای دیدن جهان پدید آمده است نویسندهٔ فرزند او تا همراه وفادارش در این سفر بزرگ