خط داستانی
کیم به اندازه کافی خسته شده است: از مدرسه، از دوست دخترش و حتی بیشتر از مادرش. به خاطر او، پدر کیم اکنون رفته است. فقط رفته. بنابراین کیم تصمیم میگیرد که برود. او نمیتواند به عقب برگردد، فقط به جلو. تا اینکه بالاخره به تنها جایی میرسد که هنوز میتواند باشد.