خط داستانی
همه چیز در چین پیشرفت نیست. بارش کم تر، مردم مغولستان داخلی برای زنده ماندن هر کاری میکنند از جمله خون خود را میفروشند و برای فروش خون بیشتر باید نوشید. در روستایی دورافتاده در غرب شمال غربی چین، فقر زده شیلین خون خود را برای پرداخت شهریه دخترش میفروشد. همراه با همسرش شائوجان، تلاش میکند کسب و کاری راه بیندازد. در ابتدا به نظر سودآور میآید اما سرنوشت ضربه میزند و مشخص میشود هر دو به اچ آی وی آلودهاند