خط داستانی
ایمجینائیںروم داستان آهنگساز سالخوردهای به نام تام را روایت میکند که به خاطر زوال شدید حافظه دچار دمنس است. او سالها این بیماری را دارد و کودک شده و از زندگی بزرگسالش هیچ چیز به خاطر ندارد. موسیقی و دوستان و گذشته او به شیوهای مبهم در ذهن شکنندهاش باقی ماندهاند. تنها چیزی که از او باقی مانده تخیل پسری ده ساله است. او به تدریج به کما میرود و بازگرداندن آنچه از دست داده است به نظر غیرممکن میرسد. یا هست؟