خط داستانی
روایتی از روزی از زندگی یوری مسکوف در دهکدهای دورافتاده در شمال است که باید مدتها قبل به شهر برمیگشت اما در میان مزرعهها و جنگلهای پاییزی غمبار گمراه میشود. همسرش و بهترین دوستش او را وادار به بازگشت به زندگی عادی میکنند؛ اما به نظر میرسد که یوری چیزی بسیار مهم را درک کرده است. او آنچه را که دوست دارد ترک میکند و تنها با طبیعت میماند، اما جهان طبیعت با قواعد خود بازی میکند.