خط داستانی
پِیْتون که از ضمیرها/ضمیرهایش استفاده میکند، در میان جابجایی به آپارتمان جدیدش، به دنبال فرصتی دوباره با دوستدختر سابقش کاملا با افکار قاطع برخورد کرده است. وقتی او در نهایت برای آخرین ملاقات موافقت میکند، پِیْتون فکر میکند که با حضور دوباره صندلیهای محبوبشان میتواند شعلهای قدیمی را دوباره روشن کند. مشکل این است که پِیْتون پس از پایان رابطه شدیداً به خانهٔ قبلیشان صندلیها را در آنجا ترک کرده بود.