خط داستانی
با اتکاء به نظریه رنگ های گوته، سفری جذاب به جهان رنگ ها. در سال هزار و هصد و چهارده میلادی، ایزاک نیوتن نور و شکست نور را بررسی کرد و سعی داشت عینی گرایی را محقق سازد، از منظر نور شناسی. او تصور می کرد رنگ ها تنها در نور وجود دارند و طیفی که به دنبال آن بود را یافت. وقتی این آزمایش را بازتولید کرد، گوته مجموعه رنگ های پنهانی را یافت که نیوتن از آنها غافل بود. گوته رنگ های پنهان را در مرزهای روشنایی و تاریکی یافت و به عنوان یک هنرمند باور داشت نمی توان درباره نور صحبت کرد بدون اینکه تاریکی را در نظر آورد. این کشف علمی جدید با روش های هنری همراه با علم انجام شد و به شکلگذاری «قطبیت نور - تاریکی» انجامید.