خط داستانی
سال دوهزار و بیست و دو زمین دختری با دماغبندی به نام اوسّو که شبیه مردی همجنسگرا در دهه هشتاد است از زندان فرار میکند او روی جادهای خاکی قدم میزند و توسط مهلتگیرای با سینههای بزرگ در حالت فریز روانی قرار گرفته و فرماندهی گروه موتورسوار نامرئی را به دست میگیرد در عوارضی دیگر مشخص میشود که سیارهای آبی از ابعادی دیگر با زمین همزمان شده است در نتیجه دکتر موروا برای جمعآوری پول به منظور گشایش دروازه زمانی که به دو جهان شباهت دارند تلاش میکند تا انسانهای برتر بدون خوردن خواب یا تولید مثل از طریق جند با ساکنان آرات آن دنیا را با هم همیاری کنند و هدف اصلی داشتن نژادی از موجودات برتر است که با ساکنان آرات همزیستی داشته باشند