خط داستانی
دختری بیست و دو ساله و مستقل و شاد بود او در شرکتی تبلیغاتی کار می کرد و پسری به نام چیــو کوک چائو را ملاقات کرد که تازه از امریکا برگشته بود چیــو بیست و چهار سال داشت به ظاهر بچگانه می نمود وقتی جوئی را دید به جذابیت او دچار شد مدتی بعد روحیه اش پایین آمد زیرا جوئی از او هوشمندتر بود لیو لای هو مادر جوئی و چهل ساله بود