خط داستانی
زندگی یک راننده تاکسی این است که قضاوت نکند یا دخالت نکند. باید به جایی که به او گفته می شود برود، برای پولی. روزی، تامس با گروهی از مسافران عجیب و سگی گرسنه روبهرو میشود. آنها پول دارند و مقصدهایی برای رفتن دارند. تا چه حد او به جلو خواهد رفت؟