خط داستانی
در شانگهای اواخر دهه هشتاد میلادی، پسری شانزده ساله به نام شاولی در حال بزرگ شدن است که با همسایگان و پدربزرگش محاصره شده است. بهترین دوست او دختری به نام لانی است که چند سال بزرگتر از اوست. اما به تدریج لانی از او فاصله میگیرد تا به فرصتهای جدیدی که با گشودگی چین به سوی کالاها و بازرگانان به وجود میآید مشتاق گردد. همزمان رویدادهای سال ۱۹۸۹ او را وادار میکند تا بزرگ شود و رویاهای نوجوانیاش را رها کند.