خط داستانی
ویولا می نویسد: توالی تصاویر فردی که به مرگ، فساد و نابودی میپردازد با محو تدریجی به سیاهی به تصویر میآیند. مجموعه تصاویر مانند گشایشها یا نگاههای موقتی به حرکات اساسی طبیعت هستند که همچون افکار میمیرند و به تباهی و فراموشی فرو میریزند. لحظههای اوج نور بیپایان را به داخل محدودههای خاموش حافظه روشن میکنند و در مقابل، کودکی به دنیا میآید و دوربین در مسیر تونل بتنی تیره به سمت میلههای فولادی محکم در دریچهای بسته حرکت میکند و در نهایت از آن عبور کرده و به جهانی روشنتر راه مییابد که با نور سفید اشباع کامل خود از روی غلبه نور از بین میرود.