خط داستانی
در گذشتههای ژاپن انسانها هنوز میتوانستند یوکایها را ببینند و از آنها میترسیدند. با پیشرفت تمدن و روشنفکری، مردم از آنها غافل شدند. با این حال، میکاشی نیودو، رهبر تمامی یوکایها، پسری دوستداشتنی به نام توفو پسر دارد که در ترساندن مردم استعدادی ندارد و همیشه پدرش او را سرزنش میکند و دوستان موجود زمینی او را به سخره میگیرند. روزی تصمیم میگیرد سفری به خارج از زندگی خویش انجام دهد تا معنای زندگی یوکای را بیابد و مادری را که هرگز ملاقات نکرده پیدا کند.