خط داستانی
در کنار یک خیابان پایینشهر، انولا پنی به تئاتری که به نظر میرسد سالها رها شده است علاقهمند میشود. شبِ روی هم ریختهای درِ جلویی کمی باز است و او با بیقراری وارد میشود. در آنجا صحنهای ترسناک و عجیب در انتظارش است. میزبان عروسک انسانی ترسناک به نام پگ پِوِت است که پیج پنی را به شش داستان عجیب معرفی میکند: زوجی در Pirenیا فرانسه با جادوی زنباره برخورد میکند؛ معشوقی پارانویی با خشم شریک زندگیاش روبهرو میشود که به او رسیده است؛ رویاهای فرویدی شوهر خیانتکار مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند؛ ترسهای دنیای واقعی از دیدگاه کودکی تفسیر میشود؛ زنی که به حافظههای دیگران وابسته است برای رسیدن به جوف چشم قربانیانش مایع وریدی را میمکد؛ و وسواس نامتعادل نسبت به شیرینیها برای زوجی در عمق رابطه تلخ میشود.