خط داستانی
دو مرد تصمیم گرفتهاند زندگیای با تقریباً تنها بودن کامل را اختیار کنند؛ شیفت کار ماشین جنگلداری را در جنگلی گسترده و دورافتاده به عهده دارند. هر دو از حضور دیگری دلخورند و از بهطور کامل وجود دیگری را انکار میکنند. در پسزمینهٔ یک درگیری جهانی نامشخص، آنها به روال یکنواخت و بیانعطاف کار، خوردن و خواب پایبند میمانند. زمانی که یکی از کارگران ناگهان بدون توضیحی ناپدید میشود، دیگری تنها میماند و از تمام تماسهای انسانی بیبهره میشود. او تصمیم میگیرد به روال خود ادامه دهد و به خستگی، پارانویا و ورودهای عجیبی دچار میشود.