خط داستانی
ای جِی دربارۀ سادیست ها که فرزندان خود را گرسنه نگه می داشتند و در مقابل خانه های یکدیگر فضولی می کردند تا از این رفتار لذت ببرند روایت می شود. آن ها به عنوان شرورترین و فروترترین موجودات دنیا شناخته می شدند و توصیه می شد فرهنگ آن ها برای خوب بودن خودشان از بین برود. هیچ کس جرأت نکرده بود در طول چهل سال اخیر در مورد آن ها فیلم بسازد. ای کلَند روایت جستجویی برای دوباره اتصال با گوشه ای از انسانیت است. برای کارگردان شدیدِ سیونگ، آن ها نماینده آخرین پستوار خیال در جهانی که از اسطوره تهی است، بودند. او با خطر جان خود و تیمش از طریق اوگاندا قبل از جنگ به آن ها رسید تا تجربه آنان را ثبت کند. تجربه آن ها بیگانۀ و سورئال بود به گونه ای که تنها جاناتان سویفت میتوانست تصور کند.