خط داستانی
داستان مادری به نام آنا و دخترش النا است. اگرچه آنها از هم جدا شدند، در فضا و زمان با هم پیوسته می مانند. اجتماع مردم و فرهنگ میلینار Yanomami چارچوب این داستان درباره پیوندهای نشکن خویشاوندی است. پس از سانحه ای در جریان خروشان رود آرو نُکو در دهه پنجاه، آنا مرده پنداشته می شود. النا به عنوان بزرگسال با احتمالی ناچیز مبنی بر زنده بودن مادر، تصمیم می گیرد به آمازون برود تا او را بیابد. خاکسترهای ابدی داستانی از خویشاوندی، شعر، خرد و به ویژه انسانیت است.