خط داستانی
آریا می خواهد به خانه پدر و مادرش بازگردد و تولد همسر آینده خود را در ماگلانگ جشن بگیرد. آریا با همسر آینده ای مانند مادر و پدر خود همکاری می کند اما سردرگمی دارد زیرا معشوقش آمارا وکیل کاری است و والدین او تصور می کنند زنان شاغل نمی توانند به شوهرانشان احترام بگذارند. آریا و آمارا به دنبال راهی برای تأیید رابطه خود نزد والدین آریا هستند. طرحی در قالب دوست دختری به نام فانی ارائه می شود که آریا تصمیم می گیرد به فانی مبلغ سی میلیون شرط بدهد تا فانی به عنوان دوست پسر دروغی برای یک ماه بماند. فانی قبول می کند زیرا نیاز دارد تا بدهی مادری خود را در روستا به خاطر بیماری پرداخت کند.