خط داستانی
تو رفته ای واسکو، می خواستی خیلی دور بروی. اما با بتن و بوسه ها تو را نگه داشتیم و تو خون نهنگ ها را مزه کردی. اما کافی نبود، می خواستی فراتر بروی به سوی افقی که آن قدر تو را مجذوب کرده بود. اما تا کجا خواهی رفت واسکو؟
زد سیدیان
تو رفته ای واسکو، می خواستی خیلی دور بروی. اما با بتن و بوسه ها تو را نگه داشتیم و تو خون نهنگ ها را مزه کردی. اما کافی نبود، می خواستی فراتر بروی به سوی افقی که آن قدر تو را مجذوب کرده بود. اما تا کجا خواهی رفت واسکو؟