خط داستانی
کریستیان فروشنده شراب در کپنهاگ است که به آستانه ورشکستگی می رسد و در سایر حوزه های زندگی نیز شکست خورده است. همسرش آنا که اکنون بازیگر ورزشی در بوئنوس آیرس است زندگی مرفهی دارد و پسرشان آزور ۱۶ ساله است. روزی کریستیان و پسرشان به هواپیما می نشینند تا به بوئنوس آیرس بروند؛ کریستیان با دروغی برای امضای طلاق می رود اما در حقیقت می خواهد دوباره آنا را به دست آورد.