خط داستانی
ملانی، کارمند پرمشغلهٔ کابین در فرودگاه خانهاش در شب دیر وقت میرسد. او فقط میخواهد به خانه برود و کمی بخوابد. اما کسی به او نگاه میکند. وقتی وارد پارکینگ میشود با او صحبت میشود، اما این فرد نقشههای شیطانی برای او دارد. ملانی از فرد ناشناس فرار میکند. به خانه میرسد اما کسی او را دنبال کرده است یا شاید او آن فرد را میشناسد؟ آیا ملانی این شب ترسناک را به سلامت میگذراند و دلیل اتفاقات را میفهمد؟