خط داستانی
خلاصه: چینتو (28 ساله) به عنوان یک کارگر ساختمانی در یک روستا در گجرات زندگی میکند. صاحبش درآمد کافی برای تأمین معاش او ندارد. چینتو و خانوادهاش وقتی پولی برایشان باقی نمیماند، زیاد روزه میگیرند. چینتو یک پسر خوانده نابینا به نام کوش دارد. ویوک جوشی، کاپیتان تیم کریکت هند، در مراسم افتتاحیه مسابقات در همان روستا شرکت میکند. ویوک جوشی از دعوتشدگان خواست تا حضور او را تا حد امکان خصوصی نگه دارند تا از اعتبارش محافظت شود.