خط داستانی
در انزوای مناطق پایین دریای هافل، یکی از آخرین بهشتهای پرنده در آلمان، لئا دوازده ساله با پدرش لوتز، محیطبان پرتلاشی، زندگی میکند. او در آستانه بزرگسالی است و با چالشهای زمان حال و دردهای گذشته روبهرو میشود. او اغلب در دنیای کودکی که از هم جداست احساس تنهایی میکند؛ مدرسهها بستهاند و مردم کوچ کردهاند. حتی پدر که از جهان کنارهگیری کرده، برای لئا مشکلی فزاینده است و او به دنبال همنشینی میگردد.