خط داستانی
کلمبو در یک پارکینگ ۲۴ ساعته کار می کند و با فروش ماریجوانا دستمزد ناچیزش را افزایش می دهد. ماریو وکیلی است که به پرنده نگاری علاقه دارد اما به دلیل حادثه ای گذشته قادر به رانندگی نیست. ماریو از کلمبو می خواهد او را از والنسیا به دریاچه ای در کاستا براوا ببرَد تا برخی کلاغ ها را ببیند. وقتی به دریاچه می رسند، وکیل به او می گوید پرندگان مسیر مهاجرتی خود را تغییر داده و اکنون در دلتا دانوب در کنستانسا لانه می کنند. ماریو باید به آنجا برسد و کلمبو هم به پول نیاز دارد. هیچ یک از آن ها از داستان دیگری خبر ندارد، اما در آن لحظه سفری تازه و پایدار برای هر دو آغاز می شود