سعادت یافتن
A Felicidade
پدری و پسری در کنار هم. پدر هفتادمین سال عمر را می گذراند و پسر در بیست سالگی است. پسر پدر را به بیمارستان می برد. موسیقی کلاسیک از رادیو پخش میشود. پدر نمی دانست که پسر به موسیقی کلاسیک علاقه دارد و پسر نمی دانست که آن آخرین باری است که با پدرش صحبت میکند. اما موتزارت میخواهد که ارواح شادی کنند و انسانها شادی کنند